تبليغاتX
(×)(غیر قابل ورود)


واكنش گسترده نخبگان سبز انديش به مرگ مشكوك مايكل جكسون

شيخ اصلاحات:حتي اگر مايكل هم به من پول بدهد مي گيرم.

رضا خاتمي:درباره مرگ مايكل با سفير انگليس مذاكرات محرمانه اي خواهيم داشت.

 اون يكي خاتمي:زنده باد مخالف مايكل جكسون!

ميرحسين موسوي:درفرايند قبض روح جكسون تقلب صورت گرفته است وبايد مرگ وي باطل شود.

بهزاد نبوي:تنها راه زنده ماندن خواننده هاي پاپ برقراري رابطه با امريكاست.

تاج زاده:اگر جنبش دانشجويي زنده بود مايكل جكسون نمي مرد.

حجاريان:فشار از پايين وچانه زني ازبالا باعث مرگ جكسون شد.

سروش:مايكل جكسون ومحمود دولت ابادي درجريان انقلاب فرهنگي بيشتر ازمن نقش داشتند!!!

شيرين عبادي:همجنس بازان وبهاييان و وهابيت هم حق دارند درمراسم ختم جكسون شركت كنند!

محسن كديور:درباره مرگ مايكل جكسون قرائت هاي مختلفي وجود دارد.

غلامحسين كرباسچي:حتي اگر لازم باشد حاضرم كفشهاي مايكل جكسون هم واكس بزنم.

مسيح مهاجراني:در مشروطه هم خواننده هاي پاپ را منزوي كرده بودند!

زهرا رهنورد:چون جكسون داماد ايالت مي سي سي پي بوده پس ايراني هاي مقيم ان قبرستان به موسوي راي داده اند.

همسر يكي از رجال سياسي :اگر مشخص شود كه مايكل جكسون سخت جان داده است مردم بايد به نشانه ي اعتراض  به خيابانها بريزند.

ابطحي:چرا مرا گرفته ايد برويد خاتمي را بگيريد!!!

باهنر:بهترين راه براي پايان دعوا بر سر ارث وميراث مايكل جكسون تمكين در برابر قانون است.

نتانياهو:از كساني كه در مجلس ختم جكسون سطل اشغال آتش بزنند واموال عمومي را غارت كنند حمايت ميكنيم.

قاليباف:خسارت هاي وارده از مرگ جكسون به شهر تهران را بايد دولت پرداخت كند!!

محسن رضايي:به دليل شرايط ويژه كنوني از شركت در مراسم جكسون انصراف ميدهم.

منبع:جامعه اسلامی دانشگاه کاشان


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 20:24  توسط نوید  | 


مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:19  توسط نوید  | 


جک و اس ام اس های خنده دار و داغ

جوک مردانه

خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید!



بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه!



مثل هندی : ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .



ضرب المثل ژاپنی: زنهای زشت همیشه در عشق صمیمی هستند.



سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که دهانشون بسته است عکس بگیره !



ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !



ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!



در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: ایییییییییییش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی !



مثل چینی :اگر میخواهی برای یک روز معذب باشی مهمانی کن و اگر می خواهی برای یک سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر.

 

 

جوک زنانه

کابینه زندگی مشترک: زن=وزیر سلب آسایش ، شوهر= وزیر کار ، مادر زن= وزیرجنگ ، مادر شوهر=وزیر اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی ، پدر زن= وزیر ارشاد ، پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !



می دونی بزرگترین
مجرد بودن چیه؟ از هر طرف تخت که عشقت بکشه می تونی بیای پایین!



 
به زی زی (زن زلیل) می گن: ای زی زی (زن ذلیل)! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!



بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!



از یه
دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است




روز قیامت خدا می گه مردی زن ذلیل برن اون طرف وایستن بقیه این طرف. همه مردا می رن تو قسمت زن ذلیل ها وی میستن به جز یک نفر. خدا هیجان زده می شه کلی اون مرد رو تشویق می کنه و بعد ازش می پرسه: تو چرا نرفتی اون طرف؟ آقاهه می گه: زنم گفته همین جا وایسا جُم نخور تا من برگردم.




وقتی زنت خونه نیست چه کار می‌کنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!




اگر دیدی مردی در ماشین رو بری خانمش باز کرد مطمئن باشید که یا ماشین نو است یا
خانم!

یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود
 


کجا می شینی
لطیفه (جوک) . لطیفه های تاریخ گذشته
از غضنفر می‌پرسن: شما کجای تهران می‌شینید؟ می‌گه: هرجا که خسته شم!...
 


به یارو میگن: با «ابریشم» جمله بساز. میگه: هوا ابری شم خوبه!
 


از یارو میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه:‌ ای بابا! مثل اینه که بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!
 


غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!

 


از یارو می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟
میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله

 


وزیر صنایع طی یک نشست خبری صبح فردا اعلام خواهد کرد:
ایران به زودی خودروی اسلامی می سازد؛ که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود:
هنگام حرکت صلوات می فرستد
اگر سرعت از ۸۰ بالاتر برود آیة الکرسی می خواند
در صورت بروز حادثه ، فاتحه می خواند... .

 


یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل. ازش میپرسن:همراه داری؟ میگه: اره دارم خاموشش کردم!!!

 


یه سوسک میفته تو دستشوی میگه منو این همه خوشبختی محاله!

 


دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ....... گذاشتی !؟
خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی!

 

 

شعار بنده خدا در تظاهرات اخیر : وای به روزی که بفهمیم چی شد!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 16:2  توسط نوید  | 


آدما از آدما زود سیر می شن           آدما از عشق هم دلگیر می شن

آدما رو عشق شون پا میذارن           آدما آدمو تنها میذارن

منو دیگه نمی خوای خوب              میدونم   تو کتاب دلت اینو میخونم

یادته اون عشق رسوا یادته              اون همه دیوونگی ها یادته

تو می گفتی که گناه مقدسه              اول و آخر هر عشق هوسه

آدما آخ آدمای روزگار                        چی میمونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم            من از اون قلب دو رو خسته شدم

نمی خوای بمونی توی این خونه        چشم تو دنبال چشمای اونه

همه ی حرفای تو یک بهونست        اون جهنمی که می گن این خونست

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 19:57  توسط نوید  | 


مرد دير وقت خسته از كار به خانه برگشت ...دم در پسر 5 ساله اش را ديد كه در انتظار او بود:

 

- سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتما چه سوالی؟

- بابا !شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟

مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سوالی می کنی؟

 

 - فقط می خواهم بدانم.

- اگر باید بدانی بسیار خوب می گویم:۲۰ دلار!

پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می شود به من ۱۰ دلار قرض بدهید؟

مرد عصبانی شد و گفت اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری کاملا در اشتباهی. سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم .

پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست .

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خود اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین سوالاتی کند؟

بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده، شاید واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته است. به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد .

-  خوابی پسرم؟

- نه پدر، بیدارم .

- من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰ دلاری که خواسته بودی .

پسر کوچولو خندید و فریاد زد: متشکرم بابا !بعد دستش را زیر بالش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله شده در آورد .

مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت: با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟

پسر کوچولو پاسخ داد :برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا ۲۰ دلار دارم .آیا می توانم یک ساعت  از کار شما بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم...!!!

چی کاشتی؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:16  توسط نوید  | 


نمیدونی چقدر سخته تو پشت نبض دیواری

                             نمیدونم تو این روزا چه احساسی به من داری...


+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:37  توسط نوید  | 


چشماتو باز میکنی میبینی همه جا هست

هواش ...صداش... نگاش ... حضورش گرمت میکنه

با نگاهش جون میگیری

با صداش اروم میگیری

با وجودش دل گرمی

میخوای بگیریش توی بغلت و فشارش بدی

انقدر محکم بغلش کنی که هیچ وقت ازت دور نشه

میخوای بهش بگی بی تو هوا نیست

بی تو آفتاب نیست

بی تو شبا مهتاب ندارن

بی تو من نیستم

میخوای بهش بگی

میخوای قلبتو براش نقاشی کنی که ببینه

هیچ کس جز اون توی دلت نیست

انقدر توی دلت جا داره که جا برای هیچ کس نمیمونه

میخوای بهش بگی...

بگی...

ولی نمیشه ... نمیتونی بگی حرف اصلیتو

نمیتونی بگی عاشقش شدی

چون اون از اول عاشقت بوده

اونوقت تو بیای بگی : هی! سلام

من عاشقت شدم!!!

ولی بگو

بهش بگو ... براش مهمه بدونه

بهت قول میدم ناراحت نمیشه مطمئن باش ...

فقط جرات کن . بهش بگو

من میدونم عاشق شدی وگرنه هرشب براش گریه نمیکردی

واسه دیدنش لحظه ها رو نمیشمردی

و هر روز صبح با هواش نفس نمیکشیدی

تو عاشق شدی...

مث من...........

یه فنجون قهوه مهمونت کنم


+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:22  توسط نوید  | 


I swear by our love ...

 I love you ... and only you

                  now i can't love anyone else ...

                          ever again

 I swear by our love ...

 I love you ... and only you

               people call me crazy

                  to that  I may agree

                     I've lost my heart to you ...

                         and nothing else matter

                            I don't need any comforts

                               I'll bear every pain

                                  I'll give my all ...

                                          to stand by you

 I swear by our love ...

 I love you ... and only you

                    what you've just expressed

                        is your own special way       

                            I'll finally heard

                              what I wanted you to say

                                   why do I keep looking at you

                                      why do I keep thinking at you

                                            a storm arlses in my heart

                                                 an emotion I never knew

 I swear by our love ...

 I love you ... and only you

             I swear ...            I affirm ...              Ideclave ....

                           I avow ...         I promise ...         I pledge ...     I commit ...

                                     by our love ... I love you ... and only you

زلیلی من شنیدم یا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

كه این وادی دارالجنون است

كه هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می كرد

به گوش غنچه كم كم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت

دعایی كرد او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش

به موجودات عالم یا علی گفت

خمیر خاك آدم را سرشتند

چو بر می خاست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز می زد

ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

گرفت علی را ضربتی،كاری نمی شد

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش كنده می شد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت


+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 1:17  توسط نوید  | 




navid330

نوید

navid330

http://navid330.blogfa.com

(×)(غیر قابل ورود)

(×)(غیر قابل ورود)

(×)(غیر قابل ورود)

(×)(غیر قابل ورود)

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog